نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

گروه الهیات دانشگاه یاسوج

چکیده

امتناع از درمان که ممکن است به صورت عدم پذیرش درمان یا تقاضای قطع درمان باشد، یکی از نتایج منطقی اخذ رضایت بوده و از حقوق بیماران به شمار می آید، ولی اجرا یا عدم اجرای آن، در اختلال دیسمنوره(قاعدگی دردناک) و موارد مشابه که درمان پذیر بوده و عدم درمان آن دارای عوارض جدی و آسیب های تکرار شونده جسمی، روانی و غیره در دوره ماهانه زنان است با نظرات متعددی مواجه شده است که بررسی حکم فقهی حدود اختیارات شخص در زمینه درمان و وظایف پزشکان در دو طیف درمان اجباری تا جواز شرعی عدم پذیرش این اشخاص قابل بررسی است.
این پژوهش به روش توصیفی ـ تحلیلی با استناد به آرای فقهی و نتایج پژوهش های پزشکی در شناخت عوارض اختلال دیسمنوره صورت گرفته است، و ضمن شناخت این عارضه به عنوان یک اختلال آسیب زننده و مختل کننده نظام زندگی شخص و اطرافیان او، با استناد به ادله فقهی و نقد نظرات موافقین و مخالفین، آن را از موارد وجوب اقدام برای درمان دانسته است که البته حرمت شرعی عدم اقدام شخص برای درمان مطلقا تکلیفی برای درمان اجباری از سوی پزشک ایجاد نمی کند و حتی در مراجعه این اشخاص، پزشک می تواند با قیود و شرایطی از پذیرش بیمار خودداری نماید

کلیدواژه‌ها